کنت و دورکیم برای اولین بار خواستند که جامعه شناسی را همانند علوم طبیعی جلوه بدهند و روش شناسی پوزویتیسم را در جامعه شناسی مبنای دیدگاه های خود قرار دهند آنان معتقد بودند همانطوریکه در علوم طبیعی دانشمند باید بدون سوگیری ارزشی اقدام به ثبت و ظبط پدیده و وقایع بکند در جامعه شناسی نیز این مکانیسم باید نمایان گردد که بعد از اینها کارکردگرایان به چنین نقشی برای جامعه شناسان معتقد بودند اما جامعه شناسان اولیه مثل سن سیمون فرانسوی که از نهضت روشنگری و خرگرایانی همچون توماس هابز، جان لاک ، رسو و ... حمایت می کردند اعتقاد به نگرش ضد دینی در بیان دیدگاه های جامعه شناسی داشتند و در توصیف یا تبیین هر پدیده ای نسبت آن با دکترین شان ( نگرش ضد دینی ) را در نظر می گرفتند . ( البرتو مونکادا- جامعه شناس اسپانیولی و موسس انجمن جامعه شناسان بدون مرز).
آیا وظیفه جامعه شناس فقط توصیف ، تبیین و یا احتمالا پیش بینی وضع آینده است یا جامعه شناس باید در امور جامعه دستکاری کند ؟ مشارکت کند ؟ و یا عامل تغییر باشد؟
آنچکه مشخص است اشتراک تمامی صاحب نظران در برخی از وظایف جامعه شناسان است اینکه جامعه شناس باید وضع موجود را بررسی کند ، معضلات را ریشه یابی کند ، راه حل دهد ، تبیین و پیش بینی کند و ... با این اوصاف متاسفانه اکثر جامعه شناسان ما فقط ترجیح می دهند که بعنوان منتقل دهنده ، مروج و مترجم اندیشه های جامعه شناسان بزرگ غربی عمل کنند اینان حتی اقدام به نشر افکار خود در نشریات همگانی و عامه پسند نیز اقدام نمی کنند چرا که باور دارند که ادبیات جامعه شناسی ادبیات عامه فهم نیست و خود را در منزلت عاج نشینی دانشگاهی قرار می دهند و از ترس اینکه مبادا نظری ابراز داند یا دیدگاه و انتقادی منعکس سازند که تعبیر به " فعالیت سیاسی " شود به سادگی از وظایف اولیه ی حرفه ی خود سرباز می زنند.
آیا غیر از این است که وظیفه ی جامعه شناس داشتن روح انتقاد در برابر فقر ، بی خانمانی ، کار کودک ، تبعیض جنسی ، سواستفاده های جنسی ، خشونت علیه زنان و کودکان ، تبعیض نژادی ، مذهبی ، گرسنگی ، نژادپرستی ، مهاجرت مغزها و ... باشد آیا غیر از این است که جامعه شناسی دولت ناکارآمد را به چالش بکشد.
البرتو مونکادا وقتیکه مانیفیست انجمن جامعه شناسان بدون مرز را تدوین کرد وظیفه ی جامعه شناس را به چالش کشاندن وضع موجود و انتقاد از معضلات اجتماعی دانست او با دیدگاهی روشنفکرانه به جامعه شناس می نگرد و اعتقاد دارد که جامعه شناس نباید برخلاف جامعه شناسان آکادمیک در تحلیل و تبیین پدیده ها بی طرفی ارزشی را حساب کند بلکه همیشه در تفکراتش توجه و رعایت ارزش حقوق بشر را در نظر گیرد و دفاع از حقوق بشر را هسته ی مرکزی اخلاق حرفه ای خود برسمیت بشناسد .
جولین بندا در کتاب " خیانت روشنفکران" مستغرق شدن برخی از جامعه شناسان در منزلت عاج نشینی و نقش آفرینی آنها بعنوان یک رسانه و ابزار را خیانت به قشر روشنفکران می داند و می گوید "نخبگان ، شاهان وجدان بشراند" . او وظیفه ی روشنفکر را اینگونه تبیین می کند که روشنفکر واقعی باید این معنا را بپذیرد که ممکن است در هنگام خطر ، سوخته ، تبعید یا مصلوب شود .
ادوارد سعید نیز در کتاب معروفش " نقش روشنفکر" صریحا می گوید ؛"روشنفکر فردی است با یک قوه ی ذهنی وقف شده برای فهماندن ، مجسم کردن ، تبیین یک پیام ، یک نظریه ، یک رویه یا اندیشه ".
بنابراین لازم است که جامعه شناسان ایرانی نیز با درک این مهم که جامعه شناس چه نقشی را باید در جامعه ایفا کند به وظیفه ی واقعی خود عمل نمایند.
+ نوشته شده توسط ابوطالب اسکندری خالص در و ساعت
|